پیوندها

استان سیستان و بلوچستان

مرکـــــز : زاهدان

موقعیت :  جنوب شرقی ایران


مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان  شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان
آب و هوا: گرم وخشک
وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع
جمعـیــت: 
تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه

شهرستانها: زاهدان، زابل، خاش ،ایرانشهر، نیکشهر،چابهار 

مکان های دیدنی و تاریخی
استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مرکبات ایرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حیات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتیس، غارکوه پیرک، کوه تفتان، گردشگاه های کشمان، گردشگاه مالیه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشکده کرکوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.  صنایع و معادن

صنایع ومعادن

صنایع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنایع دستی در بین ایلات و عشایر استان،موقعیت مهمی دارد و از لحاظ تأمین درآمد، پس از کشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصیربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سکه دوزی مهم ترین صنایع دستی عشایر سیستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنایع غذایی، نساجی، پوشاک و صنایع شیمیایی، بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعالیت دارند. سایر صنایع استان بیش تر مشتمل برکارگاه‎های فلزکاری، ریخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانکر سازی است. صنایع شیلات و ماهی گیری نظیر پرورش میگو و ماهی نیز در سواحل دریای عمان در سیستان رایج است. معادن کشف شده استان سیستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخیره ای بیش از 15 میلیون تن، ‌معدن کرومیت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه کوتیج. از دیگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سیلیسی را می توان نام برد. هم چنین دریای عمان یکی از منابع بسیار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دریا همواره در روستاهای ساحلی رایج بوده است و زمینه بسیار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد. 

کشاورزی ودامداری


 مهم ترین محصول منطقه سیستان و بلوچستان گندم است که درصد قابل توجهی از زمین‎های زیرکشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بیش ترین سطح زیر کشت را دارد. از جمله محصولات دیگر این منطقه، یونجه، توتون، کنجد و محصولات جالیزی و سبزیجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امکانات بالقوه زیادی برای رشد دارد. شرایط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گیاهان منطقه گرمسیری و آب و هوای متنوع، امکان کشت و برداشت مکرر یک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.
گندم با سیلاب های بهاری آبیاری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل کرد کل کشور از وضعیت خوبی برخوردار است. جو نیز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت دیم در چابهار، ‌ایرانشهر و سراوان کشت می شود و بیش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نیز درزمین های کوه پایه‎ای و در مسیر رودخانه ها کشت می شود. در مناطقی که در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول دیم؛ غالبا برنج است.
علاوه بر محصولات فوق، یونجه نیز به عنوان مهم ترین منبع غذایی دام ها در بلوچستان کاشته می شود. بخش دیگری از فعالیت های کشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد که مهم ترین محصول آن انگور است. بیش ترین درصد تاکستان های استان در منطقه سیستان قرار دارد. از سایردرختان میوه، می توان به انار، ‌انجیر، توت، سیب، مرکبات و موز اشاره کرد. هم چنین درختان انبه، پاپایا (خربزه درختی)، نارگیل، زیتون خوراکی، چیکو، کائوچو و نیشکر نیز در شرایط آب و هوایی این استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های کوهستانی متمرکز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمین های زراعی را محصور نموده است.

وجه تسمیه وپیشینه تاریخی


نام قدیم سیستان «زرنگا» یا «زرنگ» بود، که پس از مهاجرت «سکاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در این منطقه در زمان فرهاد دوم اشکانی، به نام آنان «سکستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای کوچکی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزدیکی این روستا، تل بزرگی است که بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن دیده می شود. در تپه های بلوچستان نیز آثاری به دست آمده که تاریخ این سرزمین را به 3000 سال پیش از میلاد می ‎رساند. آن چه مسلم است، ‌کوروش کبیر هنگام لشگرکشی به هند، ‌مکران را نیز تصرف کرد. لفظ زرنگ، قدیمی ترین نام سیستان و زاولستان است که در کتیبه داریوش، «زرنگار» آمده است. به عقیده محققین «زرنگ»، «زریه»، «زریا» و «دریا» به زبان امروزی، همه یک مفهوم داشته و مراد از آن ها دریای «زره» یا «هامون» بوده است. نیم روز، ‌نام دیگر سیستان و به معنی جنوب است. بنای بیش تر سیستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نیز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.
از سوی دیگر سرزمینی که اکنون بلوچستان نامیده می ‎شود، درگذشته به«مکا» و«مکه» شهرت داشته است. هم چنین از دیر باز این منطقه را «مکران» نامیده‎اند که به نظر می ‎آید ترکیبی از دو واژه «اراینا یا ایرنیا» و «مکا» باشد که در سانسکریت به معنی سرزمین باتلاق ها است. چرا که در زمان قدیم درسرزمین بلوچستان باتلاق‎های بسیاری وجود داشته است. کلمه بلوچستان نیز از زمانی به این سرزمین اطلاق شد که بلوچ ها در آن سکونت کردند. مورخین بنای سیستان را به گرشاسب – یکی از نواده گان کیومرث – نسبت داده‎اند. سیستان در زمان هخامنشیان، منطقه‎ای آباد بود. این امر در کتیبه بیستون و کتیبه های تخت جمشید که سیستان را یکی از ممالک خاوری داریوش ذکر کرده‎اند، ‌منعکس شده است. سکاها در حدود 128 پیش از میلاد، سیستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار یافته‎اند.
اسکندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در این سرزمین در اثر وجود ریگ های روان، بیابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان این سرزمین، ‌بیش تر سپاهیان خویش را از دست داد. با فتح سیستان به دست اردشیر بابکان این منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عرب‎ها فتح و یکی از سرداران عرب به عنوان حاکم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمین را ترک کرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمین بلوچستان به وسیله دیلمیان فتح شد و در زمان حکومت سلجوقیان در کرمان، ‌منطقه بلوچستان نیز توسط آن ها اشغال و تابع کرمان شد.
سرزمین سیستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم این سرزمین تا زمان معاویه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سیستان را به حکومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قیام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک این سرزمین کردند.
اولین فرمان روای ایرانی این سرزمین؛ در پس از اسلام یعقوب لیث صفاری بود که از رودخانه سند تا رود کارون را تحت فرمان داشت. عمرو لیث - برادر وی - نتوانست این موقعیت مهم را حفظ کند و سرانجام به دست اسماعیل سامانی در بغداد به قتل رسید. با وجود این، سیستان تا چندین قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ایالت فارس و کرمان و سیستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاریان، سامانیان، غزنویان، و سلجوقیان نیز هر یک مدتی در این سرزمین فرمان راندند. در زمان مغولان و تیموریان، ‌خرابی های زیادی در سیستان به وجود آمد که به از بین رفتن سدها، کانال‎ها و مناطق آباد سیستان انجامید. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعیل صفوی سیستان را تصرف کرد. پس از شاه اسماعیل – در زمان حکومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زیادی در این سرزمین گردید. سرانجام سپاهیان ایران در 1865 میلادی، سیستان را از دست امرای سرکش بازستاندند. در سال های بعد نیز این منطقه دستخوش حوادث و وقایع زیادی شد. کشمکش های افغانستان با ایران بر سر ادعاهای آن کشور نسبت به سیستان منجر به دخالت بریتانیا به عنوان داور شد. هیأت تشکیل شده توسط بریتانیا، ‌سیستان را در امتداد خطی از بند سیستان برهیرمند به طرف کوه ملک سیاه در باختر گودرز، بین ایران و افغانستان تقسیم نمود. با این کار، قسمتی که اروپاییان عنوان «سیستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سیستان خارجی» که به افغانستان واگذار شد) به ایران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.

^